حتي با ز ي رئال و چلسي رو يادم مي ره تماشا کنم... انگاري دچار
سندرم «جام جهاني زدگي» شده ايم... خب مثلا بعد اون بازي فينال،
که دو تا تيمي که خيلي از ماها فکر نمي کرديم برسند فينال توش بودند،
بعد اون همه هيجان و صحنه هاي دراماتيک و از ياد نرفتند و اون
پايان. خب واقعا بازي هاي باشگاهي حتي ليگ قهرمانان اونقدر حال
نمي ده... واقعا تو کدوم بازي باشگاهي، يا اصلا ملي، ممکنه کسي مثل
زيدان پيدا بشه که اون کارو بکنه، تو حساس ترين بازي دنيا؟
زيدان کم بازيکني نبود، يعني هيشکي نمي تونه بگه که اون بهترين
بازيکن هفت هشت ده سال اخير نبوده. تو اين فوتبال که هر سال
هزاران بازيکن حرفه اي جديد ميان توش و سالي چند صد تا چهره و
پديده رو مي شن، آدم سال 1998 علت اصلي قهرماني يه تيم تو جام باشه
و هشت سال بعد علت اصلي نائب قهرماني همون تيم تو جام جهاني و
خيليه که آدم سه بار بشه مرد سال فوتبال جهان (1998، 2000، 2003)، دو
بار هم بشه مرد سال فوتبال اروپا (1998، 2001)، دو بار هم بشه بهترين
بازيکن جام جهاني (1998، 2006) و خيليه که آدم تو آلبوم افتخاراتش
مدال طلاي جام جهاني، مدال طلاي جام ملت هاي اروپا، مدال طلاي
جام يوفا، مدال طلاي ليگ قهرمانان اروپا و مدال طلاي جام باشگاه
هاي جهان رو داشته باشه... و تازه عنوان بهترين بازيکن پنجاه سال
اخير فوتبال جهان رو در نظرسنجي کسب کنه و بشه گرون ترين
بازيکن جهان (به ارزش 66 ميليون يورو). خب يه آدمي با اين همه
افتخارات، که تازه کلي هم عجيب و غريب باشه و اصلا شبيه بچه مثبت
هاي الگو نباشه کجا پيدا مي شه؟
اما راستي زيدان کجاست؟ چي کار داره مي کنه؟ اگه تو اينترنت دنبالش
بگرديد، فقط مي تونيد بفهميد که زيدان هنوز مشغول استراحت کردن
است. زين الدين يزيد زيدان که در جام جهاني خيلي خسته شده بود، بعد
از جام جهاني مدتي در مارسي فرانسه، مدتي در الجزاير، مدتي در
مراکش و مدتي هم در اسپانيا مشغول استراحت بوده و هيچ کاري نمي
کرده جز خوردن و خوابيدن. نگران وضع مالي او و بيکاري او هم
نباشيد، اصلا جناب زيدان در سال 2004 حدود 16 ميليون دلار درآمد
داشته و در سال 2005 هم 7 ميليون يورو از رئال مادريد حقوق گرفته،
حدود 9 ميليون يورو هم درآمد تبليغاتي داشته و حدود 2 ميليون يورو هم
درآمد جانبي داشته، ... پس نگران بي کاري قهرمان محبوبتان نباشيد،
او آن قدر پول دارد که تا آخر عمر راست راست بچرخد... اما راستي
تا آخر سال قرار است زيدان دو بار در مراسم عمومي حضور يابد;
يکي در مراسم «فوتبال براي صلح» در مدرسه فوتبال برادرش فريد
در مارسي فرانسه که زين الدين زيدان رئيس افتخاري اين مدرسه
فوتبال است و يکي هم در بازديد از اردوگاه هاي مهاجران جنگ سودان
در دارفور (زين الدين زيدان سفير سازمان ملل متحد در مسئله مبارزه
با فقر است)، اگر خيلي دلتان براي او تنگ شده است مي توانيد در اين
مراسم پيدايش کنيد.
يک فيلم «زيداني» هم اين روزها در جهان خيلي سر و صدا به پا
کرده است. دو تا کارگردان سينما يک سال قبل، قبل از جريانات جام
جهاني، تصميم گرفتند که يک فيلم فوتبالي بسازند به اسم «زيدان، يک
اسطوره قرن بيست و يکمي» براي همين يک روز که رئال مادريد
بازي داشت، هفده دوربين فيلم برداري برداشتند بردند استاديوم و با آن
هفده تا نود دقيقه تمام فقط زيدان را دنبال کردند. بعد فيلم هاي دوربين
هاي مختلف را ريختند روي هم و با تدوين يک فيلم نود دقيقه اي ساختند
که بعد که زيدان جام جهاني را شلوغ کرد و بعد هم خداحافظي کرد،
کلي ارزش پيدا کرد. حالا بد نيست که براي خداحافظي با اين آدم
محبوب يک فيلم فوتبال نود دقيقه اي از او ببينيد.... البته مي دانيم که
اگر مسعود کيميايي فيلم زيدان را مي ساخت خيلي بهتر مي شد. اگر
مسعود کيميايي فيلم زيدان را مي ساخت، حتمي سينه مارکو با چاقوي
ضامن دار زنجاني باز مي شد. اما راستي چرا زيدان تصميم گرفت با
سر بزند به سينه ماتراتزي؟ اين همه کار مي شد کرد، مشت زدن، سيلي
زدن، يقه گرفتن، لگد زدن، کف گرگي زدن، با کله زدن توي
صورت... يعني چون قدش به صورت ماتراتزي نمي رسيد، تصميم
گرفت کله را به جاي دماغ بکارد وسط تخت سينه طرف؟ فکر نکنم...
من که فکر مي کنم او عمدا اين کار را انتخاب کرد تا خداحافظي اش هم
با بقيه فرق کند. بالاخره قبل از او خيلي ها لگد زده بودند، يقه گرفته
بودند و حتي کله زده بودند، اما اين جوريش واقعا نظير نداشت.